هشدار درباره آینده فرش ایران؛ جوانان به بافندگی رغبت ندارند



به گزارش خبرنگار مهر، صنعت فرش ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین نمادهای فرهنگی، هنری و اقتصادی کشور، طی دهه‌های گذشته جایگاهی ممتاز در بازارهای جهانی داشته است. فرش ایرانی نه‌تنها یک کالای اقتصادی، بلکه بخشی از هویت تاریخی و هنری کشور محسوب می‌شود که همواره به دلیل کیفیت، اصالت و ظرافت در جهان شناخته شده است. با این حال، بررسی وضعیت چند سال اخیر این صنعت نشان می‌دهد که فرش ایران با چالش‌های جدی مواجه شده و فاصله قابل‌توجهی با جایگاه پیشین خود پیدا کرده است.

بر اساس آمارهای موجود، مجموع صادرات فرش ایران – در ادامه روند نزولی صادرات که از سال ۱۳۹۸ آغاز شد- در سال گذشته حدود ۳۸ میلیون دلار بوده است؛ رقمی که در مقایسه با ظرفیت‌ها و جایگاه تاریخی این صنعت، کاهش چشمگیری را نشان می‌دهد. این کاهش صرفاً ناشی از ضعف در هنر، مهارت یا استعداد فعالان این حوزه نیست، بلکه ریشه آن را باید در نبود هماهنگی میان بخش‌های مختلف و فقدان یک راهبرد جامع و مشترک جست‌وجو کرد. در واقع، صنعت فرش در شرایط کنونی از نبود انسجام در حوزه‌های تولید، بازاریابی، آموزش، صادرات و تأمین مواد اولیه رنج می‌برد.

یکی از مهم‌ترین وظایف و ضرورت‌های امروز، تدوین یک نقشه راه جامع و بلندمدت برای صنعت فرش است. چنین نقشه راهی باید تمامی ابعاد این صنعت را به صورت یکپارچه مورد توجه قرار دهد. بازاریابی و شناخت بازارهای جدید جهانی، تأمین پایدار مواد اولیه با کیفیت، توسعه آموزش‌های تخصصی، افزایش توان صادراتی و بهره‌گیری از نوآوری و فناوری‌های جدید باید به عنوان بخش‌های اساسی این برنامه در نظر گرفته شوند. عدم توجه به هر یک از این بخش‌ها می‌تواند مانعی جدی در مسیر توسعه این صنعت باشد.

اقتصاد فرش در حاشیه

یکی از مهم‌ترین مشکلات فعلی صنعت فرش، کمبود نیروی انسانی و کاهش تعداد بافندگان است. طبق تاکید سیدمهدی طبیب زاده عضو اتاق بازرگانی ایران، برخلاف تصور رایج، مشکل اصلی امروز نبود بازار فروش نیست، بلکه نبود نیروی کار و کاهش انگیزه برای ورود به این حرفه است. در حال حاضر تقاضا و بازار برای فرش همچنان وجود دارد، اما تعداد افرادی که حاضر باشند در این حوزه فعالیت کنند، رو به کاهش است.

برای درک بهتر این مسئله می‌توان به شرایط اقتصادی تولید فرش اشاره کرد. طبیب‌زاده در این خصوص می‌گوید: به طور مثال، بافت یک فرش شش متری حدود یک سال زمان نیاز دارد و قیمت نهایی آن تقریباً ۲۰۰ میلیون تومان است. با وجود ارزش بالای محصول نهایی، سهم درآمد و دستمزد بافندگان به اندازه‌ای نیست که بتواند جذابیت اقتصادی لازم را ایجاد کند. در نتیجه، بسیاری از بافندگان با مشکلات معیشتی مواجه می‌شوند و ادامه فعالیت در این حرفه را مقرون‌به‌صرفه نمی‌دانند.

این شرایط پیامدهای مهمی به همراه داشته است. نسل قدیمی بافندگان به تدریج در حال کاهش است و در مقابل، نسل جوان تمایل اندکی برای ورود به این حوزه نشان می‌دهد. جوانان اغلب به دنبال مشاغلی با درآمد سریع‌تر، امنیت شغلی بیشتر و شرایط کاری مطلوب‌تر هستند. اگر این روند ادامه پیدا کند، صنعت فرش ایران در آینده نه‌تنها با کاهش تولید، بلکه با خطر از دست دادن بخش مهمی از دانش و مهارت‌های سنتی نیز روبه‌رو خواهد شد.

بر این اساس، در تدوین نقشه راه صنعت فرش باید موضوع اقتصاد فرش به عنوان یک محور اساسی مورد توجه قرار گیرد. افزایش درآمد و بهبود وضعیت معیشتی بافندگان، ایجاد مشوق‌های اقتصادی، حمایت‌های دولتی، توسعه بیمه و تأمین اجتماعی برای فعالان این حوزه و همچنین ایجاد مسیرهای درآمدی پایدار می‌تواند انگیزه لازم را برای حفظ و جذب نیروی انسانی فراهم کند.

در مجموع، آینده صنعت فرش ایران وابسته به تصمیم‌گیری‌های راهبردی و برنامه‌ریزی منسجم است. فرش ایرانی همچنان از ظرفیت‌های گسترده‌ای برای حضور در بازارهای جهانی برخوردار است، اما بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها نیازمند نگاه جامع، هماهنگ و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی است تا بتوان جایگاه تاریخی این هنر-صنعت ارزشمند را احیا کرد.



منبع:مهر

دکمه بازگشت به بالا